315 ـ 341؛ 9) درباب اختراعات و مخترعان آنها، 341 ـ 374؛ 10) درباب اعمال و مرگ‌ انسان‌، 375 ـ 392. يعني‌، در واقع‌، اين يك دايرةالمعارف اطلاعات طبيعي‌، حقوقي و اخلاقي‌ است‌. مقاله‌ٴ نهم درباره‌ٴ اختراعات و مخترعان آنها، براي ما اهميت خاصي دارد، چون تاريخ‌ فناوري (تكنولژي‌) است و سرمشق بسياري آثار بعدي شده‌، از قبيل درباب اختراع اشيا تأليف‌ ايتاليايي ديگري در يك قرن و نيم بعد به نام پوليدورو ورجيليو. تنظيم مطالب بسيار عجيب‌ است‌، مثلاً مقاله‌ٴ نهم به 91 فصل تقسيم شده‌، از قبيل زندگي توأم با فعاليت يا تفكر، عشق به‌ خداوند و به دنيا، روح‌، آزمندي‌، اعتراف به گناه‌، پشت‌كار و غيره‌؛ ولي اين فصل‌ها حاوي تعداد زيادي ((مثال‌)) است كه از فنون مكانيكي و اختراعات اخذ شده‌، از قبيل كشاورزي‌، ماهي‌گيري‌، كشت سبزي‌ها، گل‌هاي معطر، دوزندگي‌، جانوران موذي (چگونه مي‌توان از شر آنها در امان‌ بود)، آسياي بادي و آبي‌، كشتي‌سازي‌، نقاشي و سفيد كاري‌، ساختن استحكامات و قلعه‌ها، اسلحه‌، آتش يوناني‌، آهنگري‌، شيشه‌گري‌، اوزان و مقادير و غيره‌. در آن ذكري از عينك شده‌ است‌.1 بايد به‌خاطر داشت كه عينك در اواخر سده‌ٴ سيزدهم اختراع شد و يك تن دومينيكي‌ پيزايي به نام الساندرو دلا اسپينا (متوفا 1313) را از جمله‌ٴ مخترعان آن شمرده‌اند و يك‌ دومينيكي ديگر اهل پيزا به نام جوردانو دا ريوالتو در سال 1305 از آن اختراع سخن گفته است‌ (مقدمه 2، 1886). هدف اصلي كتاب كاملاً معلوم است‌؛ براي واعظان تهيه شده تا موعظه‌هايي‌ در مورد موضوعات عادي و ديني با مثال‌هايي هرچه مناسب‌تر و تصويرهايي هرچه دقيق‌تر تهيه كنند.
جوواني دا سان جيمينيانو در عين‌حال به‌دليل افسانه‌اي درخور ذكر است‌، مربوط به قديسي‌ به نام سانتا فينا (يعني سرافينا)، دوشيزه‌اي كه در سال 1238 زاده شد و در 15 سال بعد در 12 مارس 1253 مرد. اين افسانه به صورت نسخه‌هاي خطي و لاتيني و هم‌چنين ترجمه‌ٴ قديم‌ ايتاليايي در دست است و در همان اوايل قرن نوشته شده است‌؛ نمي‌توان گفت جوواني آن را به‌ لاتيني نوشته يا به ايتاليايي‌، يا كدام يك از دو متن پيشتر نوشته شده است‌.

پـاستـرِنگـو

گوليلمو پاسترنگو،2 اهل پاسترنگو در نزديكي ورونا (حدود 1263 ـ 1290).
دوست و طرف مكاتبه‌ٴ پترارك‌. او دفتردار با سوادي از اهالي ورونا بود، كه مطلب كوتاهي‌ درباره‌ٴ مردان نامي‌، از جمله مخترعان نوشت‌. اين‌كار اندكي بعد به اهتمام دومنيكو بانديني‌ (چهاردهم ـ 2) ادامه يافت و سپس‌، يك قرن بعد، پوليدورو ورجيليو آن را در حد كمال پرورانيد.


1. (برگ 343 چاپ 1497 و نيز، تحت عنوان ocularia).
Guglielmo da Pastrengo .2